نیروگاه های برق چقدر گاز و نفت می‌بلعند؟

نیروگاه های برق چقدر گاز و نفت می‌بلعند؟

بر اساس آخرین آمار، سالانه ۷۰ میلیارد لیتر نفت و ۷۰ میلیارد مترمکعب گاز صرف تولید برق در نیروگاه‌ها می‌شود که بر اساس گفته کارشناسان حوزه انرژی به راحتی می‌توان با کاهش تلفات فنی و غیرفنی انرژی برق و صرفه‌جویی در مصرف، بخش قابل توجهی نفت و گاز صرفه‌جویی کرد.

به گزارش ایسنا، مصرف برق ارتباط مستقیم با مصرف گاز و نفت دارد و با توجه به اینکه ۹۴ درصد از کل برق تولید شده با استفاده از سوخت‌های فسیلی است، بنابراین صرفه‌جویی در مصرف برق، در ابعاد مختلف، بر کاهش مصرف سوخت نیز تاثیرگذار خواهد بود.

در این بین همراهی دولت و مجلس برای بهینه‌سازی وسایل اندازه‌گیری مصرف انرژی برق بسیار مهم است، آرش کردی مدیر عامل توانیر معتقد است که امروز تمام طرح‌ها به شکل پایلوت انجام می‌شود حال آنکه باید با یک هدف‌گذاری مناسب و با همراهی بخش خصوصی، این اقدام به شکل کلان اجرایی شود.

از سوی دیگر بر اساس اعداد و ارقام در سال ۱۳۹۲ حدود ۴۵ درصد سوخت مایع و ۵۵ درصد گاز در نیروگاه‌ها مصرف می‌شد ولی این عدد در سال ۱۳۹۵ به ۸۸ درصد گاز و ۱۲ درصد سوخت مایع رسید. در سال جاری نیز علی رغم کاهش مصرف مازوت اما میزان مصرف گاز افزایش یافته است.

معمولا وزارت نیرو تمایلی به استفاده از سوخت مایع در نیروگاه ها ندارد، چرا که استفاده از این نوع سوخت باعث افزایش هزینه‌های تعمیراتی نیروگاه ها می‌شود، ضمن اینکه سوخت مایع از سوخت گاز گرانتر است.

از سوی دیگر بخش‌های برنامه ریزی در حوزه نفت و گاز باید پیش بینی از آینده مصرف گاز و توان تأمین آن برای مصارف گوناگون ارائه دهد. وزارت نیرو تنها بهره بردار است و به همین دلیل حدود ۵.۶ میلیارد مخزن سوخت مایع در اختیار دارد که به دستور پدافند غیرعامل ساخته شده و وزارت نفت موظف به تأمین سوخت پشتیبان است.

در ایران مصرف انرژی در هیچ یک از بخش‌ها بهینه نیست، به همین دلیل مدیریت تقاضا در صنایع آب و برق یکی از مهم ترین اهداف وزیر نیرو دولت دوازدهم شناخته شده و وی معتقد است که باید به امر مدیریت مصرف و تقاضا بیش از پیش توجه شود چراکه این مولفه کلید حل بسیاری ازمشکلات صنعت آب و انرژی خواهد بود.

در مجموع به نظر می رسد که با مدیریت درست مصرف و اجرای پروژه های کارامد می توان میزان مصرف انرژی در کشور را مدیریت کرد و با توجه به اینکه میزان مصرف گاز در فصل سرما به طور طبیعی افزایش می یابد و ممکن است وزارت نفت را با چالش هایی روبرو کند،لازم است که نیروگاه های تولید برق مدیریت مصرف و تقاضا را سرلوحه کار خود قرار دهد و یا تبدیل نیروگاه ها به سیکل ترکیبی در صدر برنامه های وزارت نیرو قرار بگیرد.

راهکارهای نفت و گاز

صنایع نفت، گاز و پتروشیمی

راهکارهای نفت و گاز

هوشمندی کسب و کار به شرکت های نفت و گازکمک می نماید تا به جمع آوری، انتقال اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن به منظور تصمیم گیری و مشخص شدن استراتژی کسب و کار بپردازند. مشاوران ارشد ما تجربه کافی در زمینه ی ارائه ی مشاوره به مشتریان خاص این صنعت را دارا می باشند تا با ایجاد اطلاعات به آن ها به بهبود انجام کسب و کار روزمره خود بپردازند.

oil-and-gas-suppliers

منافع حاصل از استراتژی کسب و کار

یک استراتژی کسب و کار موثر دسترسی به اطلاعات را به موقع فراهم می دارد، در حالیکه تکنیک های انبار داده سازمانی، یکپارچه سازی داده های قابل اعتماد را از میان دریایی از داده ها فراهم می دارد.
این راه حل ها اطلاعات موجود را با استفاده از داده های موجود که جزء دارایی ها محسوب می گردند،به تمام سطوح سازمانی، ازمدیریت ارشد تا کارکنان دانش جهت تصمیم گیری کسب و کار بهتر وکشف فرصت های جدید کسب و کار ارائه می دارد.

آنچه که ما ارائه می کنیم:
هدف ما ارائه ی بازگشت سرمایه گذاری (ROI) است که با راه حل های ما این هدف محقق می گردد. ماتخصص لازم جهت مشاوره در انبار داده وخدمات پیاده سازی،داده کاوی و تجزیه و تحلیل را دارا می باشیم. مابه سازمان درزمینه های گوناگون از جمله موارد زیرکمک می نماییم:
• بهبود مدیریت زنجیره تامین
• فروش
•خدمات به مشتری
• بازاریابی
•عملکرد
• مدیریت تقلب و ریسک
• برنامه ریزی توزیع

کسب و کار در زمینه نفت و گاز به دو دسته تقسیم می شود: بخش اول آن شامل اکتشاف و تولید و بخش دوم آن شامل تصفیه و توزیع محصولات نفت و گازی می باشد.
فرآورده های نفت و گاز کالا می باشند و در نتیجه از لحاظ قیمت،رقابتی می باشند. این مسئله باعث می شود که هزینه صنعت بسیار وابسته به قیمت نفت خام و مواد خام برای تولید گردد.

کاربردهای BI در صنعت

کاربردهای اولیه BI در شرکت های نفت و گاز برای کمک به مدیریت تثبیت عملیات و کاهش هزینه ها می باشد.اهداف کلی شامل کوتاه شدن زمان مورد نیاز برای ایجاد گزارش ها و تحلیل، بهبود دقت و صحت اطلاعات و ایجاد یک مخزنی از اطلاعات می باشد. پرکاربردترین زمینه هایBI در ارائه گزارش های مالی و تجزیه و تحلیل و پشتیبانی ازعملیات کسب و کار با تمرکز ویژه بر ERP می باشد.
تجزیه و تحلیل و گزارش گیری یکپارچه برای بسیاری از شرکت ها دارای الویت می باشد، چرا که اکثر آن ها در تلاش برای درک وضعیت های مالی و انجام اقدامات لازم در راستای آن می باشند. کاربرد BI منجر به کوتاه شدن زمان مورد نیاز برای تولید گزارش های مالی می گردد و توانایی انجام تجزیه و تحلیل موقت را نیز ارائه می دارد. با این حال، یکی از چالش هایی که با آن مواجهه می باشیم مشکل تثبیت (یکپارچگی) داده های مالی از شرکت های تابعه و سازگاری آن می باشد.

 

فرصت هوشمندی کسب و کار

فرصت هوشمندی کسب و کار

نفت و گاز یک کسب و کار جهانی و رقابتی است. اولویت های سرمایه گذاری فناوری در صنعت منجر به بهبود اکتشاف و عملیات پالایشگاه می گردد. BI یک تکنولوژی است که می تواند هزینه های مدیریتی را کاهش دهد و کمک در جهت تثبیت موثر عملیات نماید. چالش موجود، یکپارچه سازی اطلاعات در سراسر یک کسب و کار جهانی است.

بخشی از چالش های حوزه نفت و گاز

۱. تامین کنندگان نفت، گاز و پتروشیمی باید عملیات خود را آشکارا انجام دهند، با نهادهای قانونی سختگیر سروکار داشته باشند و تحت بررسی دقیق مشتریان و جامعه باشند.
۲. ازکارافتادگی‌ها موجب نارضایتی مشتری می‌شود. بنابراین باید از آن اجتناب شود.
۳. برآورده کردن تقاضای سوخت در یک محیط با جمعیت رو به رشد و اقتصاد درحال تغییر، در بهترین حالت هم دشوار است.
۴. خسارتهای حین توزیع، دزدی و نشتی میتواند منجر به ازکارافتادگی سیستم و کاهش رضایت مشتریان شوند.
فرصت ها (مزایایی) که از استفاده BI حاصل می شود شامل درک بهتر عملیات کسب و کار، هزینه های کنترلی، مدیریت ریسک ذاتی در نوسان قیمت نفت خام، استفاده از تجزیه و تحلیل خرده فروشی بر اساس طبقه بندی، سبد خرید و درک بخش مشتری است که چگونه به بهترین وجه از این بخش از کسب و کار بهره مند شوند، می باشد.
نرم افزار نفت و گاز ما به شما در بهبود استراتژی در زمینه های زیر کمک می کند:


– تجزیه و تحلیل
– خصوصیات ذخایر
– بهبود حفاری
– پیش بینی تولید
– ساده سازی داده
– ایجاد مدل های بهتر به صورت راحتتر و سریعتر

با راه حل های BI سان می توانید:
– تصویر کاملی از صنعت خود مشاهده نمایید.
– به کشف الگوهای مخفی بر روی داده خود بپردازید.
– عدم قطعیت را کمی نمایید.

مدیریت فرآیندها در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی

مدیریت فرآیندها در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی

صنعت گاز و نفت به سه قسمت اصلی زیر تقسیم می شوند:

صنایع نفتی بالادستی یا upstream petroleum industry که به این دسته از صنایع نفتی اکتشاف و تولید (exploration and production) یا اصطلاحا E&P نیز گفته می شود. صنایع بالادستی شامل اکتشاف در زیر زمین و زیر دریا برای دست یابی به مناطق جدید نفتی و گازی می شود، حفر چاه های اکتشافی، حفاری چاه های اصلی و استخراج نفت و گاز طبیعی و انتقال آن به سطح زمین نیز جزء صنایع بالادستی در نظر گرفته می شود.

صنایع نفتی میان دستی midstream petroleum industry شامل حمل و نقل (طریق خط لوله، راه آهن، بارج، نفت کش و یا کامیون)، انبارش و فروش نفت و گاز خام و یا فرآورده های نفتی تصفیه شده می باشد. در این حوزه با استفاده از خطوط لوله و دیگر روش های حمل و نقل، نفت خام استخراج شده به پالایشگاه منتقل می شود و از آنجا فرآورده های مختلف پالایش شده، مجدد به توزیع کنندگان پائین دستی انتقال می یابد. شبکه ی خطوط انتقال گاز طبیعی نیز جزء صنایع نفتی میان دستی می باشد.

صنایع نفتی پائین دستی downstream petroleum industry شامل موارد زیر می باشد: پالایش نفت خام، پالایش گاز طبیعی، تولید، بازاریابی و توزیع محصولات تولید شده از نفت خام و گاز طبیعی. صنایع پائین دستی تولید کننده و ارائه دهنده ی محصولاتی از جمله بنزین، نفت سفید، سوخت موشک، گازوئیل، روغن های سوخت، روغن های حرارتی، گریس، واکس، آسفالت، گاز طبیعی، گاز مایع (LPG) و صدها محصول مختلف صنایع پتروشیمی می باشند.

از آنجایی که در اقلب موارد صنایع میان دستی جزئی از صنایع پایین دستی در نظر گرفته می شوند در چارچوب های فرآیندی APQC تنها برای دو گروه صنایع بالادستی و صنایع پائین دستی چارچوب فرآیندی ارائه شده است.

شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران:

شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران

شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران در سال ۱۳۴۲ با مالکیت دولت و تحت پوشش شرکت ملی نفت ایران تأسیس و کلیه فعالیت‎های مرتبط با ایجاد و توسعه صنایع پتروشیمی در این شرکت متمرکز شد.

پتروشیمی به عنوان یکی از بخش های اصلی صنعت نفت و از صنایع مهم و مادر در کشور به شمار می رود. این صنعت به عنوان یکی از گزینه‎های مهم صادرات غیرنفتی در جهت شکوفایی اقتصاد کشور، توسعه، بومی سازی فناوری و گسترش صنایع جانبی، اعم از صنایع پایین دست و یا صنایع تامین کننده نیازهای فنی و مهندسی و تحقیقاتی در کشور نقشی اساسی دارد.

در برنامه‎ریزی استراتژیک و جامع توسعه صنعت پتروشیمی کشور که عملا از سال ۷۶ آغاز شد، شاخصه ها و عوامل بنیادی از جمله اتکا بر مزیت‎های کشور در تامین خوراک، توجه به جلب منابع و سرمایه‎های خارجی، توجه همزمان به ارتقا فناوری ملی، اشتغال و توسعه پایین‎دستی و توجه به ارتقا جایگاه صنعت پتروشیمی ایران در منطقه و جهان با افزایش نسبی حجم و ارزش تولید آن به عنوان اساس فرایند توسعه پایدار مدنظر قرار گرفته است.

شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران در طی مدت برنامه‎های توسعه‎ای، تمامی تلاش و همت خود را به کار بست تا با دستیابی به موقعیت برتر و حداکثر استفاده از مزیت‎های نسبی کشور حضوری موثرتر، در منطقه و جهان بدست آورد.

نماد چنین حضوری، تغییرات شاخص‎ها و متغیرهای اقتصادی بنگاه، چون تولید، صادرات، سرمایه‎گذاری، ارزش افزوده و سهم در تولید ملی، مشارکت‎های منطقه‎ای و گستردگی بازارهای هدف صادراتی است.

با توجه به پیاده سازی اصل ۴۴ قانون اساسی و خصوصی های گسترده در صنعت پتروشیمی، شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران به سیاست گذار و متولی توسعه، طراح برنامه‌های توسعه و تسهیل کننده برای اجرای آنها و فراهم کننده شرایط برای ورود و فعالیت بخش خصوصی تبدیل شده است و بخش خصوصی به عنوان فعال‌ و مجری توسعه با ورود به این صنعت عهده‌دار اقدام‌هایی همچون سرمایه‌گذاری بالا و پذیرش ریسک‌های مربوطه است.

در نقشه راه توسعه صنعت پتروشیمی کشور به افزایش راندمان تولید مجتمع‌های موجود تا رسیدن به سطح ظرفیت اسمی، اجرا و تکمیل طرح‌های نیمه‎تمام باقیمانده از برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه، اجرای طرح‌های جدید (ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری با هدف جبران تاخیر در دستیابی به اهداف برنامه‌ها) و فراهم ساختن زمینه توسعه متوازن صنایع پایین دستی پتروشیمی با هدف تکمیل زنجیره ارزش (طبق قانون نفت و با همراهی وزارت صنعت، معدن و تجارت) اشاره شده است.

بر اساس برنامه ریزی‎های انجام شده، ظرفیت تولید محصولات پتروشیمی تا پایان سال ۹۵ به ۵۰ میلیون تن و میزان صادرات این محصولات به ۲۰ میلیون تن می رسد.

شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران، دستیابی به مقام نخست منطقه‌ در تولید محصولات پتروشیمی از لحاظ ارزش اجرای طرح‌های جدید (طرح‌های با خوراک گاز عمدتا از گاز طبیعی به عنوان خوراک استفاده می‌کنند) را در افق ۱۴۰۴ مدنظر قرار داده است.

مقاوم سازی صنعت نفت و گاز و پتروشیمی

مقاوم سازی صنعت نفت و گاز و پتروشیمی

از آن جا که کشور ایران، کشور نفت خیزی است و اقتصاد کشور تا حد زیادی وابسته به درآمدهای نفتی است، سرمایه گذاری های زیادی در صنعت نفت و گاز و پتروشیمیدر این منطقه انجام گرفته است.

به منظور سوددهی و بازدهی بهتر این صنعت پر اهمیت، سازه ها و تجهیزات مرتبط باید طبق آیین نامه های مربوطه مقاوم سازی وبهسازی شوند.

صنعت نفت و گاز و پتروشیمی

صنعت نفت و گاز و پتروشیمی

برداشت محصولات نفتی عمدتا با حفاری از اعماق دریا همراه است و سازه های مرتبط برای برداشت از جمله سکو های نفتی مدام تحت خوردگی در مجاورت آب شور وفرسایش امواج دریا هستند،از این رو بهسازی و حفاظت از این سازه ها، بسیار اهمیت دارد و البته نسبت به نوسازی این تجهیزات مقرون به صرفه نیز می باشد.

خطوط انتقال این محصولات نیز از داخل و خارج دچار خوردگی می شوند و هم چنین گاهی به دلایل مختلف دچار شکستگی و خرابی می شوند. از آن جا که این محصولات، انرژی بسیاری از فعالیت های کشور را تامین می نمایند، خرابی های مذکور خسارات زیادی را به کشور وارد می کند. بنابراین حفاظت و بهسازی این خطوط از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشد.

پالایشگاه ها و صنایع پتروشیمی هم دائم در مجاورت مواد شیمیایی و نفتی قرار گرفته و دچار خوردگی می شوند. در نتیجه برای ادامه فعالیت خود نیاز به پوشش هایمحافظ و بهسازی دارند.

نفت و گاز

نفت و گاز

نفت و گاز، مهم ترین منابع تأمین انرژی بشر امروزی هستند؛ به‌طوری که نفت خام ۳۷ درصد و گاز طبیعی ۲۱ درصد انرژی دنیا را تأمین می‌کنند.

از این رو نفت و گاز در معادلات اقتصادی ـ سیاسی جهان اهمیت راهبردی دارند و در فرآیند روابط بین الملل نقش مهمی می‌توانند ایفا ‌کنند.

کشورهای جهان، به لحاظ برخورداری از ذخایر انرژی به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروه اول که بیشترین انرژی را در جهان مصرف می‌کنند، سهم ناچیزی از ذخایر نفت و گاز دنیا دارند. برای مثال، گروه کشورهای صنعتی OECD که حدود ۶۲ درصد نفت جهان را می‌سوزانند، تنها ۷ درصد ذخایر نفتی را در اختیار دارند.

این کشورها ۳۴ درصد نیاز خود را از کشورهای نفت­ خیز تأمین می‌کنند و برای تأمین انرژی خود، به شدت نیازمند گروه دوم یا کشورهای دارای ذخایر نفت و گاز هستند.

در این گروه، کشورهای خاورمیانه با ۴۸ درصد منابع نفتی دنیا تنها ۹ درصد از این انرژی را مصرف می‌کنند و با داشتن ۴۳ درصد منابع گاز دنیا تنها ۱۴ درصد از کل گاز مورد استفاده دنیا در این منطقه مصرف می شود.

این در حالی است که اتحادیه اروپا با داشتن تنها ۱ درصد از ذخایر نفت دنیا، ۱۴ درصد از نفت دنیا را در سال ۲۰۱۴ مصرف کرده است.

به طور مشابه اتحادیه اروپا با داشتن ۲ درصد از ذخایر گاز دنیا، ۱۴ درصد از گاز مصرف شده در دنیا را بر عهده دارد. بررسی ها حاکی از آن است که در سال ۲۰۱۴ روزانه ۹۴ میلیون و ۹۲۹ هزار بشکه نفت خام در دنیا پالایش شده است.

منطقه آسیای پاسیفیک با ۳۱ میلیون و ۲۸۴ هزار بشکه ظرفیت سهم ۳۳ درصدی از کل ظرفیت پالایشی دنیا را دارد. دو منطقه آمریکای شمالی و اروپا و اوراسیا نیز به ترتیب با ۲۲.۵ و ۱۹ درصد در رتبه های دوم و سوم قرار گرفته اند.

منطقه خاورمیانه نیز تنها ۹ درصد از ظرفیت پالایشی دنیا را به خود اختصاص داده است.

ایران به عنوان دومین دارنده منابع گازی دنیا و چهارمین دارنده منابع نفت دنیا و از طرف دیگر قرارگیری در منطقه خاورمیانه و نزدیکی به بازارهای مصرف و در حال رشد، فرصت­ های فراوانی را به منظور توسعه زنجیره ارزش نفت و گاز دارد.

گروه تخصصی نفت و گاز وب سایت مرکز مطالعات زنجیره ارزش، ساختار صنعت پالایش نفت و گاز کشور و وضعیت این بخش از زنجیره ارزش نفت و گاز را به عنوان اولین لایه زنجیره ارزش نفت و گاز و همچنین تامین کننده خوراک مورد نیاز صنعت پتروشیمیایی مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد داد.

وب سایت مرکز مطالعات زنجیره ارزش معتقد است، توسعه یکنواخت و پایدار زنجیره ارزش نفت و گاز، مستلزم گره خوردن سیاست های توسعه ای صنعت پالایش و پتروشیمی است.

به نظر می رسد طی سال های گذشته نقشه راه توسعه صنعت پالایش نفت و صنعت پتروشیمی از یکدیگر مستقل بوده اند و صنعت پالایش صرفا متولی تولید و عرضه سوخت در کشور بوده است این در حالی است که صنعت پالایش می تواند به عنوان تامین کننده و حتی تولیدکننده مواد با ارزش میانی جهت تبدیل به صدها محصول در صنعت پتروشیمیایی باشد.

لذا نیاز است نهادهای ذی ربط برنامه ریزی و اقدامات لازم را به منظور گره خوردن سیاست های توسعه ای این دو صنعت در دستور کار خود قرار دهند

ایران برای چند سال نفت و گاز دارد؟

ایران برای چند سال نفت و گاز دارد؟

 

برای بیش از ۷۰ سال آینده همچنان منابع نفت و گاز در اختیار دارد و این در حالی است که تا آن زمان نفت بیشتر کشورهای جهان به پایان رسیده است.

ذخایر نفتی اوپک عمدتأ در منطقه خاورمیانه واقع شده که از جمله آن می‌توان به عربستان سعودی‌، عراق و ‌کویت اشاره کرد که در مجموع ۴۰.۴ درصد از ذخایر کل جهان را به خود اختصاص داده‌اند.

در میان مناطق مختلف جهان منطقه خاورمیانه با دارا بودن ۸۰۷.۷ میلیارد بشکه ذخایر معادل ۴۸.۴ درصد از کل ذخایر تثبیت شده نفت جهان مقام اول را به خود اختصاص داده است. آمریکای مرکزی و جنوبی، آمریکای شمالی، اروپا و اوراسیا، آفریقا، آسیا و اقیانوسیه نیز به ترتیب با دارا بودن ۱۹.۷ ، ۱۳.۲ ، ۸.۴، ۷.۸ و ۲.۵ درصد از ذخایر تثبیت شده نفت از جهان در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

 

همچنین عمر ذخایر نفت جهان به طور متوسط ۵۲.۹ سال برآورد شده که با توجه به میزان برداشت نفت در سال ۲۰۱۲ عمر میادین نفتی آمریکای جنوبی و مرکزی، خاورمیانه،‌ آمریکا شمالی، آفریقا،‌ اروپا و اوراسیا، آسیا و اقیانوسیه به ترتیب بیش از صد سال، ۷۸.۱، ۳۸.۷، ۳۷.۷، ۲۲.۴ و ۱۳.۶ سال برآورد می‌شود.

بنا به این گزارش عمر ذخایر نفتی خاورمیانه در حالی ۷۸.۱ سال برآورد شده که گفته می‌شود ایران و عربستان بیش از ۷۰ سال دیگر نفت خواهند داشت و در آن زمان نفت اکثر کشورهای جهان به پایان رسیده است.

براین اساس عمر ذخایر نفتی کلیه کشورهای عضو اوپک به استثنای آنگولا، الجزایر و قطر به بیش از ۴۰ سال می رسد

اهمیت راهبردی منابع نفت و گاز

اهمیت راهبردی منابع نفت و گاز

نفت و گاز طبیعی، مهم ترین منابع تأمین انرژی بشر امروزی هستند؛ به‌طوری که نفت خام ۴۵ درصد و گاز طبیعی ۲۵ درصد انرژی دنیا را تأمین می‌کنند؛ از این رو نفت و گاز در معادلات اقتصادی ـ سیاسی جهان اهمیت راهبردی دارند و در فرآیند روابط بین الملل نقش مهمی می‌توانند ایفا ‌کنند. در این مقاله، نقش نفت و گاز در مناسبات کشورها از جنبه های گوناگون بررسی می شود.

کشورهای جهان، به لحاظ برخورداری از ذخایر انرژی به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروه اول که بیشترین انرژی را در جهان مصرف می‌کنند، سهم ناچیزی از ذخایر نفت و گاز دنیا دارند.

برای مثال، گروه کشورهای صنعتی OECD که حدود ۶۲ درصد نفت جهان را می‌سوزانند، تنها ۷ درصد ذخایر نفتی را در اختیار دارند.

این کشورها ۳۴ درصد نیاز خود را از کشورهای نفت خیز تأمین می‌کنند و برای تأمین انرژی خود، به شدت نیازمندگروه دوم یا کشورهای دارای ذخایر نفت و گاز هستند.

در این گروه، کشورهای خاور میانه با بیش از ۶۵ درصد منابع نفتی دنیا تنها ۴/۸ درصد از این انرژی را مصرف می‌کنند.

از جمله سیاست‌های اساسی کشورهای مصرف‌کننده، تأمین مطمئن انرژی و ایجاد امنیت عرضه است. امنیت عرضه، بازار باثبات و مطمئنی را می‌طلبد که انرژی را با قیمت مناسب برای مصرف‌کنندگان تأمین کند.

چشم‌انداز آینده ذخایر نفت و گاز در جهان نشان می‌دهد این ذخایر در کشورهای بزرگ صنعتی، آینده تاریکی دارند و میزان ذخایر انرژی این کشورها به شدت در حال کاهش است.

بر اساس «نسبت تولید به ذخیره» در میان کشورها، با فرض حفظ میزان تولید سال ۲۰۰۲، آمریکا تنها برای مصرف ۱۱ سال ذخیره نفتی دارد.

 

این نسبت در شرایطی محاسبه می‌شود که تولیدات گذشته کشورها از میزان ذخیره نفتی آنها کسر نشده است. با توجه به این مسئله، آینده تاریک ذخایر انرژی به ویژه در کشورهایی که ذخیره چندانی ندارند، بیشتر روشن می‌شود.

ذخایر گازی هم در کشورهای مصرف‌کننده اصلی با چنین وضعی رو به رو است. برای مثال، ذخایر گازی آمریکا تنها ۱۰ سال دوام خواهد آورد. عمر ذخایر کانادا و انگلیس نیز کمتر از ۱۰ سال است.

در مقابل این کشورها، ذخایر انرژی کشورهای خاور میانه آینده روشن‌تری دارد. ذخیره نفتی ایران ۶۷ سال و عربستان ۸۵ سال دوام خواهد داشت. ذخایر گازی ایران و قطر نیز آینده بسیار روشنی دارد.

ایران ۲۱۷ سال و قطر ۴۹۵ سال دیگر گاز خواهد داشت؛ بنابراین ذخایر نفت و گاز ایران در جغرافیای سیاسی و اقتصادی نقش راهبردی به کشور ما می‌بخشند.

البته احتمال کشف ذخایر عظیم انرژی و تغییر این معادلات را در آینده نمی‌توان نفی کرد، اما با توجه به مطالعات و اکتشاف های انجام شده، تغییر کلی این روند در آینده چندان محتمل نیست.

از سوی دیگر، به نظر نمی‌رسد انرژی‌های جدید تا ۲۰ یا ۳۰ ‌سال آینده رقیبی جدی برای سوخت‌های فسیلی به حساب آیند. وابستگی شدید کشورهای توسعه‌یافته به انرژی نهفته در کشورهای دارنده این ذخایر، فرصت‌ها و تهدیدهای راهبردی را برای این کشورها و از جمله کشور ما ایجاد می‌کند.

تجربه نشان می‌دهد که کشورهای فاقد منابع انرژی، برای تأمین مطمئن انرژی مورد نیاز خود از هر وسیله‌ای از جمله استعمار، کودتا و تشکیل حکومت‌های دست‌نشانده در کشورهای نفتخیز استفاده می‌کنند.

هر چند برخی از این روش‌ها، امروزه قدیمی به نظر می‌رسند، اما هنوز هم استفاده از حربه زور و خشونت برای تأمین این ماده حیاتی ادامه دارد.

بسیاری از صاحب‌نظران سیاسی، حضور نظامی آمریکا در منطقه و اشغال عراق را معلول چشم‌انداز تاریک انرژی در آمریکا و تلاش برای کنترل منابع نفت و گاز منطقه می‌دانند.

به عبارت دیگر، ایجاد امنیت عرضه، آمریکا را به لشکرکشی به منطقه و تلاش برای ایجاد پایگاه نظامی مستحکم در آن سوق داده است.

در کنار این تهدیدها، مسئله آینده انرژی در جهان برای ما فرصت‌های مهمی را می‌آفریند که در صورت هوشیاری می‌توان ضمن استفاده از آن، از کنار تهدیدها هم به سلامت عبور کرد.

این فرصت‌ها را می‌توان به انواع زیر تقسیم کرد: – فرصت های اقتصادی – فرصت های صنعتی و تکنولوژیک – فرصت های سیاسی و امنیتی درآمد حاصل از فروش نفت و گاز، فرصت‌های اقتصادی را می‌آفرینند.

نیاز کشورهای جهان به منابع انرژی کشور، سبب گسترش روابط سیاسی و افزایش ضریب امنیتی در صحنه بین‌المللی می‌شود.

جلب توجه کشورهای دارنده سرمایه و فناوری برای سرمایه‌گذاری در صنعت نفت و گاز کشور نیز، فرصت دیگری است که به واسطه وجود این ذخایر ارزشمند به وجود می‌آید.

کشورهای دیگر برای تضمین امنیت انرژی خود و کسب منفعت، با وجود شرایط سیاسی خاص منطقه و به ویژه ایران، تمایل خود را به این سرمایه‌گذاری‌ها نشان داده‌اند.

سرمایه‌گذاری ژاپن برای توسعه میدان نفتی آزادگان یا توتال در پارس جنوبی، نمونه‌هایی از این تمایل است.

مبادلات صنعتی ناشی از وجود این ذخایر نفتی، می‌توانند انتقال فناوری، کسب تجربیات صنعتی و رشد صنایع جانبی را سبب شوند. هر چه دامنه گفت وگوی صنعتی کشور ما با کشورهای توسعه‌یافته افزایش یابد، ضریب امنیت و موقعیت سیاسی ایران هم در جهان تقویت می‌شود.

متأسفانه در کشور ما تنها داد و ستد انرژی در معاملات سیاسی مؤثر دیده شده و کمتر به داد و ستدهای صنعتی و تکنولوژیک توجه شده است.

در حالی که اهمیت داد و ستدهای تکنولوژیک به هیچ روی کمتر از فروش نفت و گاز نیست و حتی به مراتب نقش بیشتری در توسعه روابط سیاسی کشور ایفا می کند. باید توجه کرد که این فرصت‌ها اگر به درستی استفاده نشوند، موجب تهدیدهای بزرگ تر می‌شوند.

برای مثال، قراردادهای نفتی می‌توانند محل وابستگی سیاسی و اقتصادی شوند، یا داد و ستد انرژی به محل تأمین ارز برای جبران ناکارآمدی بخش‌های اقتصادی دولت و غیره تبدیل شوند.

استفاده از این فرصت‌ها نیازمند طرح علمی مسائل و حرکت مبتنی بر کار کارشناسی است.

ارزیابی عملکرد دولت یازدهم در حوزه نفت ، گاز و پتروشیمی

نفت و گاز و پتروشیمی نقش اصلی در اساس اقتصاد و رشد و توسعه اقتصاد ملی دارند و این مهم در دوران تحریمهای ظالمانه علیه ملت ایران بیش از پیش مشخص شد. در سال ۱۳۹۵ از ۱۲ درصد رشد اقتصادی کشور حدود ۱۰ درصد آن مربوط به رشد بخش نفت و گاز کشور است که حاصل افزایش تولید نفت عمدتا از مناطق نفتخیز جنوب و افزایش تولید گاز از پارس جنوبی است.

بر این اساس بررسی و تحلیل مستمر و اطلاع از وضعیت بخش نفت و گاز کشور می بایستی به عنوان موضوعی حاکمیتی و فرابخشی مورد توجه خاص مسئولین نظام باشد تا کشور بتواند ضمن استفاده حداکثری از مزیتها و فرصتهای این بخش، از آسیبهای احتمالی ناشی از تهدیدات و نقاط ضعف آن در امان بماند.

در همین راستا موسسه مطالعات انرژی سبحان، بدنبال گزارش بررسی عملکرد دولتهای نهم و دهم در بخش نفت و گاز و پتروشیمی در سال ۹۲، در گزارش جدید خود به جوانب مختلف عملکرد صنایع نفت، گاز و پتروشیمی کشور در دوران زمامداری دولت‏ یازدهم (۱۳۹۶-۱۳۹۲) پرداخته است. حاصل این بررسی در ۷ فصل به تفکیک :

فصل ۱: تبیین آماری وضعیت نفت و گاز و پتروشیمی کشور طی دولت یازدهم

فصل ۲: مقایسه عملکرد دولت یازدهم با دولت نهم و دهم

فصل ۳: مقایسه عملکرد دولت یازدهم با اهداف برنامه پنجم توسعه

فصل ۴: مقایسه عملکرد دولت یازدهم با اهداف سند چشم انداز

فصل ۵: مقایسه عملکرد دولت یازدهم با اهداف بودجه های سنواتی

فصل ۶: آسیب شناسی بخش نفت و گاز و پتروشیمی در دولت یازدهم

فصل ۷: برنامه و اهداف قابل تحقق بخش نفت، گاز و پتروشیمی در دولت دوازدهم

ارائه گردیده است. مهمترین نکات مطرح شده در این گزارش به شرح ذیل می‌باشد:

  • از کلیدی‌ترین متغیرهای صنعت نفت و گاز کشور، سطح تولید نفت خام است. تولید روزانه نفت خام کشور از ۸۴/۲ میلیون بشکه در روز در سال ۱۳۹۱ تا سال ۱۳۹۴ تقریبا ثابت بوده و در سال ۱۳۹۵ به دلیل رفع تحریم‌های فروش نفت، با افزایش ۳۶ درصدی به ۸/۳ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است. در واقع به دلیل افت تولید در دوران تحریم، هیچگاه میزان تولید به برنامه نرسیده است و سطح تولید از ۷۴ درصد اهداف برنامه های سوم و چهارم و پنجم فراتر نرفته است. نکته قابل توجه در این خصوص، ضربه‌پذیری شدید صنعت نفت و گاز کشور از ناحیه تحریم‌های بین‌المللی است که بایستی برای آن چاره‌اندیشی شود. حرکت از بازاریابی سنتی به سوی استفاده از ظرفیت‌های روز دنیا همچون بورس نفت در این زمینه می‌تواند راهگشا باشد.
  • تولید گاز غنی کشور در دوره مورد بررسی روند صعودی بوده و از ۶۲۲ به ۸۲۰ میلیون مترمکعب در روز افزایش یافته است. لیکن نکته قابل توجه این است که حدود ۷۰ درصد تولید گاز مورد نیاز کشور از میدان پارس جنوبی تأمین می‌گردد. اتکای بخش قابل توجه و روزافزون سبد مصرفی انرژی کشور به یک منبع واحد (پارس جنوبی) از منظر امنیت ملی قابل تأمل و نیازمند بررسی است.
  • نظر به افزایش ظرفیت تولید گاز در کشور و پیش­بینی استمرار این روند در دهه آتی، استراتژی تخصیص گاز طبیعی در اقتصاد ملی بسیار حائز اهمیت است. علیرغم تکلیف مجلس به وزارت نفت برای تهیه سند جامع انرژی، همچنان بخش گاز کشور از تصمیمات گذرا و بعضا متعارض و متناقض آسیب می­بیند. با توجه به جایگاه ایران به عنوان بزرگترین دارنده ذخایر گازی دنیا، تخصیص بهینه این ثروت ملی به بخش‌های مختلف با در نظر گرفتن حداکثر میزان ارزش افزوده جهت حفظ منافع نسل‌های فعلی و آتی می بایستی مورد توجه خاص قرار گیرد.
  • با وجود افزایش قابل ملاحظه گاز غنی طی دهه اخیر، همچنان حدود ۲۵ درصد از ظرفیت واحدهای پتروشیمی کشور خالی است. رفع این نقیصه مستلزم توجه جدی به تکمیل واحدهای مختلف (بازیابی اتان) در پالایشگاههای گازی کشور و کارخانجات گاز و گازمایع است.
  • در بخش پالایش و تولید فرآورده‌های نفتی، متأسفانه میزان تولید بنزین در سال ۹۵ حتی از هدف تعیین شده برای سال نخست دولت یازدهم کمتر بوده است. بر این اساس کشور کماکان واردکننده بنزین بوده و روند واردات بنزین در سالهای مورد بررسی صعودی بوده است. در مقابل صادرات نفت گاز کشور در سال ۹۴ از افزایش چشمگیری برخوردار بوده است. با توجه به محدودیت‌های کشور در تولید و واردات بنزین می بایستی استفاده از سوخت‌هایی همچون گاز مایع (ال پی جی) و گازوئیل که تولید آن در کشور از پتانسیل بالاتری نسبت به بنزین برخوردار است به عنوان سوخت مصرفی خودروهای سواری در برنامه استفاده قرار گیرد. عملکرد کشورهای اروپایی در استفاده از خودروهای دیزلی و عملکرد ترکیه در استفاده گسترده از گاز مایع در این زمینه قابل توجه و اقتباس است. از سوی دیگر متأسفانه همچنان به دلیل فناوری قدیمی موجود، تولید نفت کوره ۲۷ درصد از کل ظرفیت پالایشی را در بر می‌گیرد که ارزش آن گاهی اوقات از نفت خام کمتر است! این رقم هم اکنون با کنترل و کاهش شدید در پالایشگاه‌های کشور امریکا به ۲٫۶ و در پالایشگاه های چین به ۲٫۷ درصد رسیده است.
  • علیرغم نقش پالایشگاه ستاره خلیج فارس در تأمین بنزین کشور و صادرات فرآورده­های نفتی، فرآیند تکمیل آن در دولت یازدهم با کندی پیشرفته است. این پروژه در ابتدای دولت با پیشرفت حدود ۶۰ درصدی همراه بود اما در پایان دولت یازدهم صرفا یک زنجیره آن بصورت ناقص به بهره­برداری رسید.
  • علیرغم تلاشهای وزارت نفت برای جمع­اوری گازهای همراه نفت -برگزاری اولین مزایده گازهای همراه نفت و زمینه­سازی برای حضور بیشتر شرکتهای پتروشیمی- حجم گاز همراه نفت که سوزانده
    می شود از ۲۵ میلیون مترمکعب در ابتدای دولت به بیش از ۴۰ میلیون مترمکعب در روز در سال ۱۳۹۶ افزایش یافته است. این مسأله علاوه بر ضررهای اقتصادی، عواقب محیط زیستی جدی بدنبال دارد. لزوم تسهیل بیشتر شرایط برای حضور بخش خصوصی در این بخش ضروری به نظر میرسد.
  • تأمین مالی از مهمترین محدودیتهای صنعت نفت کشور طی چهار سال اخیر بوده است بطوریکه بخش عمده­ای از پروژه­های کلان در حوزه بالادستی و پایین­دستی صنعت نفت و گاز بلاتکلیف مانده است. قراردادهای جدید نفتی ایران (IPC) بعنوان یک راهکار برای رفع این معضل در بخش بالادستی مطرح شد که بیش از دو سال در کش و قوس اصلاح و تدوین متوقف ماند. تطویل فرآیند تصمیم­گیری در مورد برخی موضوعات از بزرگترین موانع حرکت و رشد صنعت نفت کشور است.
  • بکارگیری دیپلماسی فعال انرژی در انعقاد قراردادهای جدید صادرات گاز از دیگر مواردی است که همچنان متولی مشخصی ندارد و معطل برخی تصمیمات بالادستی در سطح نظام و حاکمیت است.
  • با وجود محدودیتهای مالی، پیمانکاری و مدیریتی موجود در کشور و پیش بینی استمرار این روند، متاسفانه مجددا شاهد اهداف بلند پروازانه برای بخش نفت و گاز کشور در برنامه ششم توسعه هستیم. تعیین اهداف مفروض به جذب ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه­گذاری در صنعت نفت و گاز، در بهترین حالت یک خوش­باوری خام است. روشن است که تدوین اهداف و برنامه­های صنعت نفت و گاز و پتروشیمی بر اساس واقعیت های موجود و شرایط داخلی و خارجی، نه تنها از تخصیص غیر بهینه منابع محدود داخلی و خارجی جلوگیری میکند بلکه امکان ارزیابی اصولی و منطقی عملکرد بر اساس برنامه را فراهم میسازد.

در محاق و تحت تاثیر رویکرد و شعار کارهای توسعه­ای، متاسفانه کارهای نگهداشت و به داشت، بازرسی، تعمیر و نگهداری و بازسازی تأسیسات زیربنائی صنعت نفت و گاز و پتروشیمی در هر سه بخش بالادستی، میان دستی،‌ پایین­دستی تقریباً تعطیل شده و به فراموشی سپرده شده است. از جمله می­توان به موارد ذیل اشاره کرد:

  • اصلاح و جایگزینی خطوط لوله انتقال مستعمل بخصوص لوله­های انتقال نفت خام صادراتی به مقصد تلمبه خانه گوره
  • بازرسی مداوم و انجام تعمیرات پیشگیرانه خطوط لوله دریائی نفت و گاز کشور – بالغ به ۶ هزار کیلومتر
  • بازرسی مداوم و منظم و برنامه­ریزی شده، نگهداری و انجام تعمیرات پیشگیرانه تأسیسات، تجهیزات، سکوهای دریائی نفت و گاز
  • بروزآوری و احداث مخازن ذخیره براساس تکالیف برنامه پنجم توسعه به میزان
    ۱۰۰ میلیون بشکه با هدف افزایش ظرفیت مخازن ذخیره استراتژیک کشور، کاهش هزینه پرداختی به شناورهائی که برای انبارش نفت و میعانات گازی اجاره می شوند.
  • بهسازی و نوسازی تأسیسات و تجهیزات تلمبه­خانه­ها و ایستگاه­های تقویت فشار گاز خطوط اصلی انتقال نفت و گاز کشور
  • تعمیر و نگهداری­، بهسازی و نوسازی ایستگاه های نمک زدائی موجود
  • تعمیر و نگهداری چاه­های نفت و گاز دریائی کشور – از تعداد حدود ۱۰۰۰ حلقه چاه موجود سالانه حداقل ۲۰% (۲۰۰ چاه) نیاز به بازبینی و بازرسی و انجام تعمیرات دوره ای دارند.
  • تعمیر و نگهداری چاه­های نفت و گاز خشکی کشور – از حدود ۴ هزار چاه خشکی حداقل سالانه ۲۰% (۸۰۰ چاه ) نیاز به بازبینی و بازرسی و تعمیرات دوره ای دارند
  • بازرسی و تعمیر و نگهداری اصولی تأسیسات و تجهیزات و پایانه­های مربوط به نفت فلات قاره (تولید نفت فلات قاره طی چند سال اخیر با روند کاهشی از ۷۲۰ هزار بشکه به زیر ۴۰۰ هزار بشکه رسیده است که این کاهش ادامه دارد).
  • بازرسی و تعمیر و بازسازی و نوسازی (Revamp) کلیه واحدهای فرعی پالایشگاه­های نفت و گاز کشور و
  • خلط حوزه­های قانونگذاری، اجرا و نظارت و دخالتهای گسترده و رو به گسترش دستگاه­های قانونگذاری و نظارتی بخصوص در حین اجرا و در حوزه اجرا در تمام شئون و ارکان صنعت نفت بطور عام و در حوزه وزارت نفت و شرکت ملی نفت ایران بطور خاص وجود دارد. طی سالهای اخیر بدلیل ضعف و تحقیر این صنعت و متولیان آن این مسئله بطور فزآینده­ای تشدید شده است و نهایتاً به نقض “حوزه­های اختیار” مسئولین این بخش انجامیده و به دلیل آسیب به اعتماد به نفس مدیران و مسئولین، به فلج شدن و ناکارآمدی کلی مجموعه انجامیده است. احیای هویت و تثبیت و تحکیم اختیارات مدیریتی بخش اجرا بهمراه مشخص بودن وظایف و مسئولیت­های متناسب در این بخش، ضرورتی آتی و حیاتی است که می بایستی مورد توجه قرار گیرد.