مصائب امنیت سایبری صنایع نفت و گاز

مصائب امنیت سایبری صنایع نفت و گاز

صنایع نفت و گاز جزو کلیدی ترین واحدهای اقتصادی در سراسر دنیا هستند؛ اما این صنایع از نظر امنیتی به اندازه کافی مستحکم نیستند.

بر اساس گزارشی که به‌تازگی شرکت نفتی زیمنس تهیه‌کرده است، صنایع نفت و گاز آمریکا، به‌طور کل برای مشکلات و خطرات مرتبط با امنیت سایبری آمادگی کافی ندارند.

از میان ۳۷۷ فردی که در این نظرسنجی شرکت داشتند، بیش از  دوسوم گفته‌اند در طول یک سال گذشته حداقل یک‌بار با یک رویداد سایبری روبه‌رو شده‌اند که موجب از دست رفتن اطلاعات محرمانه و یا اختلال در عملکرد تولیدشده است. این جدای از حملاتی است که شناسایی نشده است.

یک‌پنجم پاسخ‌دهندگان گفته‌اند شرکت‌های آنان مورد هجوم بدافزارهای تخصصی همچون دوکو (Duqu) و فلیم (Flame)  قرارگرفته است.

بسیاری از افراد معتقدند سازمان‌های آن‌ها در معرض خطر کم یا متوسطی از جانب مشکلات امنیت سایبری قرارداد، باوجوداین، تنها ۳۵ درصد افراد معتقدند که برای مواجهه با این مشکلات به‌طور مناسبی آماده‌اند.
بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان معتقدند فناوری‌های عملیاتی (OT)، بیش از فناوری‌های اطلاعاتی (IT) ، در معرض خطر هستند، ۶۷ درصد معتقدند تهدیدات سایبری تأثیر عمده‌ای بر سامانه‌های کنترل صنعتی دارند.
در مقایسه IT و OT، تنها یک‌سوم پاسخ‌دهندگان عقیده دارند راهکارهای امنیت سایبری در این دو حوزه با یکدیگر همسو هستند. ۶۹ درصد افراد،نگران مخاطراتی هستند که شرکت‌های ثالث و تأمین‌کنندگان حاضر در زنجیره تأمین ایجاد می‌کنند و بسیاری نیز معتقد بودند آن‌ها برای کاهش مخاطرات در زنجیره ارزش صنایع نفت و گاز ناتوان‌اند.
اکثر کارشناسان امنیتی مشغول به کار در شرکت‌های حوزه نفت و گاز آمریکا به‌شدت نگران بی‌توجهی‌ها و حضور افراد مجرم و آسیب‌رسان هستند.
اطلاعاتی که به نظر آن‌ها دارای بیشترین خطر است به ترتیب اطلاعات اکتشافی (۷۲%)، اطلاعات تولید (۶۰%)، شرکای احتمالی و اهداف ادغامی (۵۶%)، گزارش‌ها مالی (۵۳%)، و اطلاعات عملیاتی (۵۰%) است.
تنها ۴۱% به این سؤال که آیا سازمان آن‌ها به‌طور مستمر زیرساخت‌های OT نظارت می‌کند پاسخ مثبت داده‌اند و نفرات بسیار کمتری این نظارت‌ها را دارای قابلیت شناسایی و ارزیابی مخاطرات، شناسایی حملات و درمان پس از حادثه می‌دانند.
بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان ترجیح داده‌اند امنیت زیرساخت‌های OT را به پیمانکاران بسپارند.
هنگامی‌که از این افراد در رابطه با مهم‌ترین عواملی که موجب ایجاد خطر می‌شود پرسیده شد، حدود ۶۰% تجهیزات کنترلی از رده خارج و محصولات IT با آسیب‌پذیری شناخته‌شده را مقصر دانستند.

نقش زنان در صنعت نفت و گاز خاورمیانه

نقش زنان در صنعت نفت و گاز خاورمیانه

پژوهشگران مهمترین مانع بر سر راه حضور زنان در صنعت نفت را افکار عمومی و مقاومت روانی اجتماع می‌دانند.

تمامی صنایع و زمینه‌های کاری در ابتدا متعلق مردان و توانایی‌های جسمی آنها بود اما به‌تدریج که فعالیت‌های اقتصادی مبتنی بر قوای ذهنی و توانمندی‌های مدیریتی شکل گرفت، جوامع بشری تعادل تازه‌ای در حرفه‌ها برقرار کردند.

بخش‌های زیادی از تمامی زمینه‌های شغلی در اختیار زنان قرار گرفت و در هر حوزه‌ای آنها توانستند فرصت‌های جدیدی پدید بیاورند اما حوزه نفت و گاز و صنایع وابسته به آن تقریبا از این قاعده مستثنی باقی ماندند.

این در حالی‌ست که در خاورمیانه به‌عنوان قطب تولید نفت و گاز جهان، پتانسیل بسیار بالایی از زنان تحصیل‌کرده و آماده به کار وجود دارد که به دلایل مختلف یا در خانه مانده‌اند یا به مشاغلی غیر از این حوزه روی آورده‌اند.

حرفه‌های مربوط به خدمات سلامت و پزشکی، در جهان بیشترین سهم حضور زنان را به خود اختصاص و ۵۹/۸ درصد از موقعیت‌های شغلی را در اختیار زنان قرار داده‌اند؛ حتی رشته تازه به عرصه آمده‌ای مانند IT نیز ۳۰/۶ درصد مشاغل را به زنان سپرده و از این راه سودها و پیشرفت‌های قابل توجهی به دست آورده است.

سهم زنان در صنایع نفت و گاز در جهان کمتر از ۲۷ درصد است که این رقم با توجه به نیاز این صنعت به پیشرفت و توسعه و راه‌های نوین، بسیار اندک به‌نظر می‌رسد.

خاورمیانه و افکار عمومی‌اش:

براساس تحقیقات انجام شده در این زمینه، امارات متحده عربی برای استفاده بهتر از توانمندی‌های زنان، کارهای زیربنایی مهمی را آغاز کرده که از آن‌جمله تغییر پذیرش‌های جنسیتی در دوره‌های مرتبط با نفت و گاز در این کشور است. پژوهشگران مهمترین مانع بر سر راه حضور زنان در این صنعت را افکار عمومی و مقاومت روانی اجتماع می‌دانند.

در کنار مسائل مذهبی، این تفکر که بسیاری از مشاغل حتی در رده‌های مدیریتی در صنایع نفت و گاز برای زنان غیرقابل دستیابی‌ست و مردان هم با شرایط و محیط کار آن آسان کنار نمی‌آیند، مانعی اساسی محسوب می‌شود که البته غیر قابل عبور نیست. به‌این منظور عقد قراردادهای آموزشی در تمامی رده‌ها از بالادست، میانه و پایین‌دستی نفت و گاز برای آموزش نیروی کار متخصص مؤنث از سوی شرکت‌های خصوصی و دولتی می‌تواند نخستین گام برای بهره گرفتن از این پتانسیل خاموش باشد.

در منطقه خلیج‌فارس بخش زیادی از زنان دارای تحصیلات و توانمندی‌های پایه‌ای هستند که با گذراندن دوره‌های تخصصی می‌توانند حفره‌های شغلی در قطب انرژی جهان را پر کنند. آنچه مسلم است حضور متعادل دو جنس در هر شغلی می‌تواند تراز‌های اقتصادی را در آن حرفه به نقاط قابل پذیرشی برساند.

یک نمونه از روش‌های موفق، شرکت اشنایدرالکتریک است.

این شرکت فعال در حوزه انرژی از چند سال قبل به این سو پورتکلی را به اجرا گذاشته که طی آن در هر پروژه تیمی‌ای حداقل ۴۰ درصد نیروهای حاضر را زنان تشکیل دهند و این پورتکل را در تمامی پروژه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی خود اجرا کرده و توانسته سوددهی خود را به شکل معنی‌داری افزایش دهد.

اکنون و در شرایطی که صنایع نفت و گاز از بازارهای متلاطم نتوانسته‌اند کمکی برای تغییر قواعد بازی بگیرند، به‌نظر می‌رسد زنان خاورمیانه می‌توانند برگ برنده صنایع نفت و گاز کشورهایشان برای برگرداندن بازی به سود خودشان باشند.

وضعیت صادرات گاز ایران

وضعیت صادرات گاز ایران

نفت و گاز در حال حاضر در سبد انر‍ژی جهان حدود ۵۴ درصد سهم دارند و در آخرین و جدیدترین چشم اندازی که در سال ۲۰۰۱ توسط آژانس بین المللی انرژی منتشر شده است، بر اساس بدبینانه ترین سناریو مجموع سهم نفت و گاز به ۵۰ درصد در افق سال ۲۰۳۵ خواهد رسید.

بنابراین مسئله نفت و گاز به این زودی حل نمی شود و جهان بشری به این زودی از مصرف نفت و گاز خلاص نمی شود.

به نظر می رسد هم ذخایر ایران و هم موقعیت جغرافیایی ایران به گونه ای است که هیچ کشوری بدون توجه به نفت و گاز و موقعیت ژئوپلیتیک انر‍ژی ایران، با ما تعامل نخواهد شد و بنابراین سیاست خارجی ایران ناگزیر با مسئله نفت گره خورده است. تجربه صد سال گذشته نیز این موضوع را تایید می کند که مسئله نفت و جغرافیای انر‍ژی ما، مهم ترین جنبه روابط ما با قدرت های فرامنطقه ای را شکل داده است.

البته این ذخایر و موقعیت هم فرصت هایی برای ما ایجاد می کند و هم تهدیدهایی را برای کشور دارد.

تهدیدها را در مسائلی مانند توسعه طلبی قدرت های فرامنطقه ای و تمایل آنها برای تسلط بر این ذخایر می توان ملاحظه کرد. به حداقل رساندن تهدیدها و حداکثر استفاده از فرصت ها قطعا نیاز به تعامل فعال میان دو بخش انر‍ژی و به خصوص نفت و سیاست خارجی خواهد داشت. در افق چشم انداز حجم عظیمی از سرمایه گذاری در صنایع نفت و گاز کشور باید صورت گیرد که تحق این هدف نیز بدون تعامل فعال این دو دستگاه بعید است به نحو شایسته ای اتفاق بیفتد. چشم انداز صنعت نفت در “سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴″به شرح ذیل تعریف شده است:

  1. اولین تولیدکننده محصولات پتروشیمی در منطقه از لحاظ ارزش

  2. دومین تولیدکننده نفت در اوپک

  3. سومین تولیدکننده گاز در جهان

  4. دارای جایگاه اول فناوری نفت و گاز در منطقه

با توجه به چشم انداز ترسیم شده در این سند، صنعت نفت کشور باید نقش راهبری خود را از طریق دنبال کردن سیاست های زیر، براساس ماموریت تعریف شده در قانون تاسیس وزارت نفت و نیز سیاست های کلی نظام در بخش انرژی بهبود بخشد.