نفت و گاز

نفت و گاز

نفت و گاز، مهم ترین منابع تأمین انرژی بشر امروزی هستند؛ به‌طوری که نفت خام ۳۷ درصد و گاز طبیعی ۲۱ درصد انرژی دنیا را تأمین می‌کنند.

از این رو نفت و گاز در معادلات اقتصادی ـ سیاسی جهان اهمیت راهبردی دارند و در فرآیند روابط بین الملل نقش مهمی می‌توانند ایفا ‌کنند.

کشورهای جهان، به لحاظ برخورداری از ذخایر انرژی به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروه اول که بیشترین انرژی را در جهان مصرف می‌کنند، سهم ناچیزی از ذخایر نفت و گاز دنیا دارند. برای مثال، گروه کشورهای صنعتی OECD که حدود ۶۲ درصد نفت جهان را می‌سوزانند، تنها ۷ درصد ذخایر نفتی را در اختیار دارند.

این کشورها ۳۴ درصد نیاز خود را از کشورهای نفت­ خیز تأمین می‌کنند و برای تأمین انرژی خود، به شدت نیازمند گروه دوم یا کشورهای دارای ذخایر نفت و گاز هستند.

در این گروه، کشورهای خاورمیانه با ۴۸ درصد منابع نفتی دنیا تنها ۹ درصد از این انرژی را مصرف می‌کنند و با داشتن ۴۳ درصد منابع گاز دنیا تنها ۱۴ درصد از کل گاز مورد استفاده دنیا در این منطقه مصرف می شود.

این در حالی است که اتحادیه اروپا با داشتن تنها ۱ درصد از ذخایر نفت دنیا، ۱۴ درصد از نفت دنیا را در سال ۲۰۱۴ مصرف کرده است.

به طور مشابه اتحادیه اروپا با داشتن ۲ درصد از ذخایر گاز دنیا، ۱۴ درصد از گاز مصرف شده در دنیا را بر عهده دارد. بررسی ها حاکی از آن است که در سال ۲۰۱۴ روزانه ۹۴ میلیون و ۹۲۹ هزار بشکه نفت خام در دنیا پالایش شده است.

منطقه آسیای پاسیفیک با ۳۱ میلیون و ۲۸۴ هزار بشکه ظرفیت سهم ۳۳ درصدی از کل ظرفیت پالایشی دنیا را دارد. دو منطقه آمریکای شمالی و اروپا و اوراسیا نیز به ترتیب با ۲۲.۵ و ۱۹ درصد در رتبه های دوم و سوم قرار گرفته اند.

منطقه خاورمیانه نیز تنها ۹ درصد از ظرفیت پالایشی دنیا را به خود اختصاص داده است.

ایران به عنوان دومین دارنده منابع گازی دنیا و چهارمین دارنده منابع نفت دنیا و از طرف دیگر قرارگیری در منطقه خاورمیانه و نزدیکی به بازارهای مصرف و در حال رشد، فرصت­ های فراوانی را به منظور توسعه زنجیره ارزش نفت و گاز دارد.

گروه تخصصی نفت و گاز وب سایت مرکز مطالعات زنجیره ارزش، ساختار صنعت پالایش نفت و گاز کشور و وضعیت این بخش از زنجیره ارزش نفت و گاز را به عنوان اولین لایه زنجیره ارزش نفت و گاز و همچنین تامین کننده خوراک مورد نیاز صنعت پتروشیمیایی مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد داد.

وب سایت مرکز مطالعات زنجیره ارزش معتقد است، توسعه یکنواخت و پایدار زنجیره ارزش نفت و گاز، مستلزم گره خوردن سیاست های توسعه ای صنعت پالایش و پتروشیمی است.

به نظر می رسد طی سال های گذشته نقشه راه توسعه صنعت پالایش نفت و صنعت پتروشیمی از یکدیگر مستقل بوده اند و صنعت پالایش صرفا متولی تولید و عرضه سوخت در کشور بوده است این در حالی است که صنعت پالایش می تواند به عنوان تامین کننده و حتی تولیدکننده مواد با ارزش میانی جهت تبدیل به صدها محصول در صنعت پتروشیمیایی باشد.

لذا نیاز است نهادهای ذی ربط برنامه ریزی و اقدامات لازم را به منظور گره خوردن سیاست های توسعه ای این دو صنعت در دستور کار خود قرار دهند

اهمیت راهبردی منابع نفت و گاز

اهمیت راهبردی منابع نفت و گاز

نفت و گاز طبیعی، مهم ترین منابع تأمین انرژی بشر امروزی هستند؛ به‌طوری که نفت خام ۴۵ درصد و گاز طبیعی ۲۵ درصد انرژی دنیا را تأمین می‌کنند؛ از این رو نفت و گاز در معادلات اقتصادی ـ سیاسی جهان اهمیت راهبردی دارند و در فرآیند روابط بین الملل نقش مهمی می‌توانند ایفا ‌کنند. در این مقاله، نقش نفت و گاز در مناسبات کشورها از جنبه های گوناگون بررسی می شود.

کشورهای جهان، به لحاظ برخورداری از ذخایر انرژی به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروه اول که بیشترین انرژی را در جهان مصرف می‌کنند، سهم ناچیزی از ذخایر نفت و گاز دنیا دارند.

برای مثال، گروه کشورهای صنعتی OECD که حدود ۶۲ درصد نفت جهان را می‌سوزانند، تنها ۷ درصد ذخایر نفتی را در اختیار دارند.

این کشورها ۳۴ درصد نیاز خود را از کشورهای نفت خیز تأمین می‌کنند و برای تأمین انرژی خود، به شدت نیازمندگروه دوم یا کشورهای دارای ذخایر نفت و گاز هستند.

در این گروه، کشورهای خاور میانه با بیش از ۶۵ درصد منابع نفتی دنیا تنها ۴/۸ درصد از این انرژی را مصرف می‌کنند.

از جمله سیاست‌های اساسی کشورهای مصرف‌کننده، تأمین مطمئن انرژی و ایجاد امنیت عرضه است. امنیت عرضه، بازار باثبات و مطمئنی را می‌طلبد که انرژی را با قیمت مناسب برای مصرف‌کنندگان تأمین کند.

چشم‌انداز آینده ذخایر نفت و گاز در جهان نشان می‌دهد این ذخایر در کشورهای بزرگ صنعتی، آینده تاریکی دارند و میزان ذخایر انرژی این کشورها به شدت در حال کاهش است.

بر اساس «نسبت تولید به ذخیره» در میان کشورها، با فرض حفظ میزان تولید سال ۲۰۰۲، آمریکا تنها برای مصرف ۱۱ سال ذخیره نفتی دارد.

 

این نسبت در شرایطی محاسبه می‌شود که تولیدات گذشته کشورها از میزان ذخیره نفتی آنها کسر نشده است. با توجه به این مسئله، آینده تاریک ذخایر انرژی به ویژه در کشورهایی که ذخیره چندانی ندارند، بیشتر روشن می‌شود.

ذخایر گازی هم در کشورهای مصرف‌کننده اصلی با چنین وضعی رو به رو است. برای مثال، ذخایر گازی آمریکا تنها ۱۰ سال دوام خواهد آورد. عمر ذخایر کانادا و انگلیس نیز کمتر از ۱۰ سال است.

در مقابل این کشورها، ذخایر انرژی کشورهای خاور میانه آینده روشن‌تری دارد. ذخیره نفتی ایران ۶۷ سال و عربستان ۸۵ سال دوام خواهد داشت. ذخایر گازی ایران و قطر نیز آینده بسیار روشنی دارد.

ایران ۲۱۷ سال و قطر ۴۹۵ سال دیگر گاز خواهد داشت؛ بنابراین ذخایر نفت و گاز ایران در جغرافیای سیاسی و اقتصادی نقش راهبردی به کشور ما می‌بخشند.

البته احتمال کشف ذخایر عظیم انرژی و تغییر این معادلات را در آینده نمی‌توان نفی کرد، اما با توجه به مطالعات و اکتشاف های انجام شده، تغییر کلی این روند در آینده چندان محتمل نیست.

از سوی دیگر، به نظر نمی‌رسد انرژی‌های جدید تا ۲۰ یا ۳۰ ‌سال آینده رقیبی جدی برای سوخت‌های فسیلی به حساب آیند. وابستگی شدید کشورهای توسعه‌یافته به انرژی نهفته در کشورهای دارنده این ذخایر، فرصت‌ها و تهدیدهای راهبردی را برای این کشورها و از جمله کشور ما ایجاد می‌کند.

تجربه نشان می‌دهد که کشورهای فاقد منابع انرژی، برای تأمین مطمئن انرژی مورد نیاز خود از هر وسیله‌ای از جمله استعمار، کودتا و تشکیل حکومت‌های دست‌نشانده در کشورهای نفتخیز استفاده می‌کنند.

هر چند برخی از این روش‌ها، امروزه قدیمی به نظر می‌رسند، اما هنوز هم استفاده از حربه زور و خشونت برای تأمین این ماده حیاتی ادامه دارد.

بسیاری از صاحب‌نظران سیاسی، حضور نظامی آمریکا در منطقه و اشغال عراق را معلول چشم‌انداز تاریک انرژی در آمریکا و تلاش برای کنترل منابع نفت و گاز منطقه می‌دانند.

به عبارت دیگر، ایجاد امنیت عرضه، آمریکا را به لشکرکشی به منطقه و تلاش برای ایجاد پایگاه نظامی مستحکم در آن سوق داده است.

در کنار این تهدیدها، مسئله آینده انرژی در جهان برای ما فرصت‌های مهمی را می‌آفریند که در صورت هوشیاری می‌توان ضمن استفاده از آن، از کنار تهدیدها هم به سلامت عبور کرد.

این فرصت‌ها را می‌توان به انواع زیر تقسیم کرد: – فرصت های اقتصادی – فرصت های صنعتی و تکنولوژیک – فرصت های سیاسی و امنیتی درآمد حاصل از فروش نفت و گاز، فرصت‌های اقتصادی را می‌آفرینند.

نیاز کشورهای جهان به منابع انرژی کشور، سبب گسترش روابط سیاسی و افزایش ضریب امنیتی در صحنه بین‌المللی می‌شود.

جلب توجه کشورهای دارنده سرمایه و فناوری برای سرمایه‌گذاری در صنعت نفت و گاز کشور نیز، فرصت دیگری است که به واسطه وجود این ذخایر ارزشمند به وجود می‌آید.

کشورهای دیگر برای تضمین امنیت انرژی خود و کسب منفعت، با وجود شرایط سیاسی خاص منطقه و به ویژه ایران، تمایل خود را به این سرمایه‌گذاری‌ها نشان داده‌اند.

سرمایه‌گذاری ژاپن برای توسعه میدان نفتی آزادگان یا توتال در پارس جنوبی، نمونه‌هایی از این تمایل است.

مبادلات صنعتی ناشی از وجود این ذخایر نفتی، می‌توانند انتقال فناوری، کسب تجربیات صنعتی و رشد صنایع جانبی را سبب شوند. هر چه دامنه گفت وگوی صنعتی کشور ما با کشورهای توسعه‌یافته افزایش یابد، ضریب امنیت و موقعیت سیاسی ایران هم در جهان تقویت می‌شود.

متأسفانه در کشور ما تنها داد و ستد انرژی در معاملات سیاسی مؤثر دیده شده و کمتر به داد و ستدهای صنعتی و تکنولوژیک توجه شده است.

در حالی که اهمیت داد و ستدهای تکنولوژیک به هیچ روی کمتر از فروش نفت و گاز نیست و حتی به مراتب نقش بیشتری در توسعه روابط سیاسی کشور ایفا می کند. باید توجه کرد که این فرصت‌ها اگر به درستی استفاده نشوند، موجب تهدیدهای بزرگ تر می‌شوند.

برای مثال، قراردادهای نفتی می‌توانند محل وابستگی سیاسی و اقتصادی شوند، یا داد و ستد انرژی به محل تأمین ارز برای جبران ناکارآمدی بخش‌های اقتصادی دولت و غیره تبدیل شوند.

استفاده از این فرصت‌ها نیازمند طرح علمی مسائل و حرکت مبتنی بر کار کارشناسی است.